ناصر الدين شاه قاجار
75
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
چاپارى به تهران فرستادم . بسيار كسل بودم . سرم درد مىكرد كمرم [ درد مىكرد ] سرما سرمام مىشد . عصرى يك دست اماله « 1 » شد . شب را هم به كسالت خوابيدم . به سرپل نرسيده ، على رضا خان در طرف دست راست دامنه كوهى ، لب رودخانهء الوند را نشان داد . گفت : وقتى كه خشتهاى طلا را مىبردم شانزده روز ، با زن و مادرم و . . . اينجا چادر زده ، مانديم . مىگفت : در سنگ دو صورت هم ، كندهاند از قديم . در زير دخمه داوود كه [ اى ] امروز ديدم يك شكل از سنگ درآوردهاند اما حجارى خوبى نبود « 2 » ، شخصى است ، رو به آفتاب ايستاده عبادت مىكند . شكلش هم كوچك است ، زياد بزرگ نيست . دهاتى كه در دست راست و چپ امروز واقع بود : دست چپ دهى نيست ، تا « دماغه داوود » از آن به بعد قلعهء شاهين و محال آن است ، كه مال كلهر است . دست راست « بشيوه » . چالكه ، على كرده ، دولتيار ، كدخدا فتاد ، جلالهمند مىنشينند . [ 321 ] جماعت كيخسرو ، بايره ، سرپل ، و اين محال و گردنه سرطاق ، مشهور است ، به حلوان ، همان حلوان است كه هارون الرشيد تقسيم كرده سرحد ميانه ملك امين و مأمون قرار داده بود . اسامى كوههاى دست راست و چپ ، دست راست تا اول جلگهء سرپل : زنگاليان ، بعد « بان زرده » محال ريجاب ، و ياران و زرده ، در پشت و حوالى اين كوه ، بان زرده واقع است . دست چپ : « كل محرماو » و بعد كل داوود و بعد كل سرپل است . كوهى كه قلعه شاهين در دامنه اوست . معروف به دونوشك است . محال ديزه و گيلان پشت كوه ، دونوشك است . از آنجا راهى است به ايوان . روز جمعه هفدهم [ شهر شعبان ] در اين منزل اطراق شد . احوالم خوب نبود . باز اماله شد . الحمد لله بهتر شد . عصرى سوار شده به سمت مشرق ، اردو به شكار دراج رفتيم . احوالم كسل بود بسيار حيف شد و الا عجب شكارگاهى بود . ساحل رودخانهء الفه كه از پل زهاب مىآيد ، درّاج داشت ، اما كمتر از مشرق آبى مىآيد محلق به اين رودخانه مىشود سرآب آبگرم مىگويند . اما آب صاف زيادى خوبى دارد . كنار آب همه نى و درخت خرز
--> ( 1 ) . اصل : عماله ( 2 ) . اصل : نهبود .